غفور آبای شیر گیلان کسی که فوتبال ایران را جهانی کرد

گفت‌وگو با غفور جهانی عامل صعود ایران به جام جهانی 1978 آرژانتین

ایران در بازی سرنوشت سازی مقابل استرالیا قرار گرفت و توانست با تک گل غفورجهانی که معروف به شیر شمال بود برای اولین بار به جام جهانی صعود بکند. مصاحبه ذیل نیز بیشتر حول همین مسایل می‌چرخید.

آقای جهانی می‌توانید درباره بازی سرنوشت‌ساز اون سال ایران در مقابل استرالیا توضیح بدهید. مخصوصا کار زیبای خودتون؟

خب خدمتتون عرض کنم اون بازی حکم صعود به جام جهانی را داشت که در ایران هم برگزار میشد. با پاسی که آقای پروین از گوش راست فرستاد من اون گل رو زدم. بعدش بازی با کویت که داشتم فرمالیته بود.

حالا برمی گردیم به گذشته و دوران نوجوانی تون؟ می خواهیم بدونیم چطور شد که اصلاً به فوتبال وارد شدید؟

خدمتتون عرض کنم فکر کنم از اون زمانی که راه رفتن را یاد گرفتیم تقریبا در زمینی که در محله ما بود و فوتبالیستهای خوبی رو تحویل داد از جمله سیروس قایقران بودند و ما بعد از اینکه درسهامون تموم میشد و ناهار نخورده دنبال توپ بودیم و البته این زمین باعث شد که به فوتبال علاقمند بشیم البته درسمون رو هم خوندیم. زمانی که 13 ـ14 ساله بودم عضو تیم نوجوانان انزلی بودم و از نوجوانان به جوانان و امید و تیم منتخب. اون زمان به صورت باشگاهی نبود بصورت منتخب استانها بودند که از آموزشگاه های سال 49 بود که با مشهد با بردن تهران قهرمان ایران شدیم و همین دیگه ادامه کار فوتبالمان شد که با جام جهانی بودیم و یکسال بعد از جام جهانی از فوتبال خداحافظی کردیم.

در ترکیب تیم ملی در جام جهانی به چه صورتی حضور داشتید؟

من خدمتتون عرض کنم بازی با هلند ثابت. بازی با اسکاتلند هم ثابت بودم. بازی با پرو بود که نیمه دوم با آقای فرکی عوض شدم.

از نظر خانوادگی، خانواده با فوتبال بازی کردن شما موافق بودند یا خیر؟

خب چرا اینها در فکر این بودند که درس بخونیم . زمانی که تیم امید انزلی بودم و با پاکستان بازی داشتیم تا اون زمان پدرخدا بیامرزم که به استادیوم اومده بود خبر نداشت که من در تیم امید انزلی بازی می کنم. بیشتر سختگیر بودند که درس بخونم.

تحصیلاتتان را تا چه مقطعی ادامه دادید؟

دیپلم.

وضعیت فوتبال را در حال حاضر نسبت به زمان خودتان چه گونه می بینید؟

الان در حال حاضر میشه گفت که فوتبال ایران از لحاظ تاکتیکی پیشرفت زیادی داشته نه ایران که کل جهان. چون اون زمان بیشتر روی کارهای فردی و تکنیکی بود. منتها یک مقداری اون عرق و تعصب از بین رفته چون به هر حال چیز خوبی که زندگی آدم رو تغییر بده ولی همش پول نیست باید این بازیکن های ما یک مقداری این عرق و تعصب شون رو نسبت با باشگاه و محلی شون داشته باشند.

وضعیت ایران را در جام جهانی چگونه می بینید؟

والا من وضعیت ایران را در جام جهانی مشکل می بینیم به دلیل اینکه بازیهای تدارکاتی خوبی نداشتیم و نتونستیم به نقاط ضعف و قوت خودمون پی ببریم.چون بازیهای تدارکاتی باعث میشه که تیممون رو خوب ببندیم. از همین لحاظ حریفهایی که اونجا داریم حریفهای خوبی هستند و خیلی هم از فوتبال ما بهتر هستند. من مشکل می بینم وضعیت ایران را در اونجا. امیدوارم که بازی آبرومندانه ای بکنه که آبروی ایران و ایرانیها رو حفظ کند.

ایا شده که این حس بهتون دست بده که چرا فوتبال رو انتخاب کردید؟

خب نه. چون الان غیر پارسال سه سال از فوتبال دور بودم. کارم روی صادرات و واردات است. جوونی ام رو در فوتبال گذاشتم. آسیب دیدگی کمر و پا دارم. این همه زحمت کشیدم. یک دکتری میاد و این همه میخونه و این هم دانستنی هاش رو به مریضهاش نشون بده.

اگه دوباره برگردید به گذشته چی؟

مسلما اگه من ده بار هم به دنیا بیام بازهم فوتبال را انتخاب میکنم.

خب بعنوان پیشکسوت احترام میشید؟

خب زمانی که در ملوان بودم به موقع کنار رفتم. زمانی که در تیم ملی بودم برای بازیهای آسیایی کویت انتخاب شدم در زمان حسن حبیبی ولی نرفتم. گفتم دیگه هرچی بخواهی بری احترامت میاد پایینتر. بعد از انقلاب هم یکی دو سالی فوتبال سر و سامون نداشت. خب الان خوشبختانه مردمی که ما رو میشناسند مردم احترام میگذارند.

رسانه ها را چطور می بینید؟

یک رسانه عین یک تماشاگره. تو استادیومی که بازی بکنید و تماشاگر نداشته باشه بازی کردن در اون استادیوم مشکله. اگه گزارش ورزش نوشته نشه عین همون استادیوم بدون تماشاگر است. ما الان رسانه های گروهی خوبی داریم. آدمهای زحمتکش. که بتونند مردم رو از هر رشته ای آگاهی بدهند. علم شناخت بدهند. آدمهای قابل احترامی هستند. بعضیها هستند که در بعضی از مطبوعات ها به یک سری مسایل غیر واقعی بپردازند ولی در کل اون اقلیت نمیتونه آبروی اکثریت رو ببره و من برای این جامعه احترام قائلم و امیدوارم روز به روز بهتر بشند و یک بازیکن رو اونقدر بزرگ نکنند که روزی با سر بیفته پایین. نه ضعف رو اونقدر ضعف و نه قوت رو اونقدر قوت.

شما زمان خودتون همدوره ایهاتون رو چه کسانی رو می پسندید؟

الگوی اون زمانم یوهان کرایف در جهان بود و در ایران مرحوم دهداری.

نظرتون راجع به نقش معنویت و بخصوص دین در زندگی چی است؟

من خدمتتون عرض کنم در خانواده ای بودم متدینانه. پدرم قاری قرآنی بود و با صوت میخوند. نماز و قرآن در وجود ماست. ما نمیتونم آنها را انکار کنیم. ما در هیچ زمانی نباید خدا را فراموش کنیم. حتی در کارهایی که شاید بد باشه. ما هممون تکیه گاهمون به خدا و ائمه اطهار باشه. ما وقتی می بینیم یک نفری تصادف می کنه می بینیم میگه یا ابالفضل. ما اعتقاد داریم نه در حد باورنکردنی. من به شخصه اعتقاد دارم. خب در هر کاری آدم اتکال به کسی میکنه. صبح میخواهی در مغازه رو باز کنی یک بسم الله یا سوره حمد میخونی. نه من همه کاسبها همه آدمهای عادی دارند. ما هیچ وقت نمیتونیم منکر خدا بشیم و وقتی وجود داره نمیتونیم منکرش بشیم.

برای تیم ملی چه حرفی دارید در حال رفتن به جام جهانی؟

امیدوارم این تیم موفق بشه و اون واقعیاتی که در ایران هست به جهان نشون بده. ولی من مطمئن که اون تیم صعود نمی کنه. ما فوتبال مکزیک رو کمتر از پرتغال ندونیم. آنگولا برای ما ناشناخته است.

تیمهای آفریقایی بعضی وقتها موجب تعجب همگان می شند. ما بازیهای تدارکاتی نداشتیم و نقاط ضعف و قوت تیممون رو پیدا نکردیم. و تازه اون سه بازی بازیهای تدارکاتی ما حساب می شه.

برای نوجوانها چه حرفی دارید؟

والا من چه عرض کنم بخاطر اینکه با یک پیشکسوت صحبت کنید منت گذاشتید بر من. امیدوارم در زندگی موفق باشید. پیامی که برای جوانها دارم این است که به تحصیلشون ادامه بدهند و در کنارش ورزش هم بکنند. بعضیها میگند ورزش باعث عقب افتادگی میشه. ورزش باعث شادابی میشه و با میل و رغبت به تحصیلشون برسند. و مطمئنم که در کنار درس خوندن ورزش میتونه. ملزوم همدیگر هستند. من به جرئت می تونم بگم که قدرت گیرایی با ورزش دو برابر میشه. آرزوی موفقیت می کنم و هر جا باشند خوب و خوش و موفق باشند.

***

برای غفور آبای آرزوی سلامتی و سربلندی دارم . ایران ملوان

/ 4 نظر / 12 بازدید
سميرا

سلام خسته نباشيد ... جالب بود مردم هم عشق فوتبال ...!!!

مژگان

[نیشخند] سلام به شاهین جون [نیشخند] شاهین عالی بود یه یادی هم شد از کسایی که یه زمانی ستاره بودن و البته هنوزم هستن و ایشالله یادشون همیشه زنده باشه...دستت درد نکنه[چشمک] موفق باشی شاهین

گجمو2

سلام شاهین آبای[گل] هیچ میدونی که فاصله خونه پدری من و جناب غفور جهانی از سر ژاندارمری تا درب ورودی استادیومه؟ ایشون و خونواده محترمشون رو کامل می شناسم و خدا رحمت کنه برادرش فرخ را که ایشون هم فوتبالیست خوبی بودند. البته یه برادر دیگر هم بنام غفار دارند که بنده سالهاست از ایشان بی خبرم. بگذریم..... زمینی که ایشون از اون حرف زدند زمین شهاب بود که تا چند وقت پیش هم دایر بود که البته بعدها بیشتر از اون زمین برای مسابقات گل کوچک استفاده شد که نزدیک کارآموزیه. ممنون از این مطلب خوبتون که منو به گذشته و به دوران کودکیم برد.[دست]

علی

سلام شاهین جون مرسی کارت درسته[تایید][تایید]