غریبانه !

غریبانه

 

مازیار جان رفتی ؟ ما که خودمون ازت خواستیم بری و بیشتر از این پای این تیم نمونی ! چرا امیدوارمون کردی و اینقدر دیر رفتی ؟

فصل نقل و انتقالات تلخ ترین و دردآورترین کلمه برای هواداران ملوانه ! حرف از یکی دو سال نیست ، حرف از یکی دوتا بازیکن محبوب نیست . مازیار جان برات آرزوی بهترین ها رو دارم بخاطر لحظه های خوبی که بهمون هدیه کردی . برو به سلامت ...

خیلی ها از این تیم رفتن ، ولی ماها هستیم . ماها هنوز روی سکوها چشم امیدمون به ساق پای جوون تر های ملوانه . روزی صدبار خودم رو لعنت میکنم که خدایا چرا اینجوری دیوونه ی این تیم هستم ، چرا نمیتونم از این تیم دل بکنم .

اما نه ! ما برای این روزها آماده ایم . اصلا ما به این روزهای ملوان تعلق داریم . چی بگم ؟ چی بگم و از کجا بگم ؟ از کی بگم و از کی بنالم ؟ از خودی بنالم یا از غریبه ؟

توی این دل پر از حرفه که برای نوشتنش یه رمان هفت جلدی هم جوابگو نیست . از نیروی دریایی بگم که ملوان رو تو دسته دو میخواد و میخواد این باشگاه تنها الگویی از ورزش نیروی دریایی باشه حتی در سطح دسته دوم ؟

 از کسایی بنالم که از دوشمون بالا میرن و وقتی به میز قدرت میرسن  با سکه هایی که از کیسه خلیفه میبخشن میخوان اسمشون سر زبونها بیفته و منتش رو سر ما بزارن و هیچوقت به فکر رفع مشکل بنیادی این تیم نیستن ( چون منافعشون تو ضعف ملوانه ) ؟

از بدو بدو هام از پله های ادارات دولتی بگم ؟ از سر خم کردن جلو هر کسی برای عشقم بگم ؟

از نامه ای که شخص رئیس جمهور توش دستور داده به سازمان تربیت بدنی تا مشکلات ملوان رو حل کنید بگم ؟ نامه ای که همین خودی های از صد غریبه بد تر حتی نذاشتن ببرم تحویلش بدم . از رفتن دم در خونه فرمانده وقت ارتش  بگم ؟

خدایا از کی از چی باید بنالم ؟ از هم استانی هایی بگم که فقط موقع افتخارات کنارمونن و اگه دستشون برسه با پول هم که شده قدمی برای استان بردارن ، خنجراشون رو برامون از رو میبندن ؟

از گزارشگر شبکه استانی بنالیم که نونی که سر سفره زن و بچه ش میبرد از صدقه سر همین ملوان نصف و نیمه است ( که شاید ازش فقط همین اسم باقی مونده باشه ) ؟

از هیات فوتبال و تربیت بدنی شهرمون بگم که برای خوش رقصی پرهای قوی سپید رو چیدن ؟

از این همه ارگان دولتی که از منابع سرشار این شهر استفاده میکنن گله کنم که چرا حداقل اون یه درصدی رو که طبق قانون میتونین به ورزش اختصاص بدین رو هم از مردم  این شهر دریغ میکنین ؟

خدایا مگه میشه اشکهایی رو که از سر عشق به ملوان تو بازی های بیرون از خونه جاری میشه رو قلمی کرد ؟

از بچه هایی بگم که عشقشون ملوانه و بزرگترین نگرانیشون اینه که مبادا تنها کفششون پاره بشه  ولی  از یه بازیکن ملی پوش بیشتر روپایی میزنن ؟  

از اونایی بگم که محتاج شام شبشونن ولی به عشق ملوان به استادیوم میرن یا از اونهایی که سقف آرزوهاشون به پرواز قوهای سپید ختم میشه ؟

 

یادمه بازی با راه آهن وقتی بعد از 90 دقیقه فریاد زدن امیدمون قطع شد . با خودم گفتم خدایا شاید خواستت اینه که ما نمونیم ، شاید نمیخوای جلوی هر کسی سرمون پایین بیفته . اماخودت این تیم رو حفظ کردی .

 

اون روز با خودم گفتم واقعا تو این لیگ کثیف جایی برای پرواز قوی سپید نمیمونه ، اون روز با خودم گفتم قوی سپید برو هر وقت گرگ سپید شدی برگرد ! تا بتونی از پس این همه لاشخورصفت بربیای .  اما خدایا خودت این تیم رو تو لیگ حفظ کردی ، خدایا غریب تر از ما هم تو دنیات هست ؟ ما حتی تو استان خودمون هم غریبه ایم .

طبق معمول تنها امیدمون به اینه که با روشن نگه داشتن چراغ ملوان شاید یه روز شرایط این تیم عوض بشه .

 خدایا طبق طبق معمول مجبوریم  ملوان رو بسپریمش به خودت ، خدایا  ...

/ 4 نظر / 20 بازدید
علی

[ناراحت] بهتر که رفت باشگاه باید کم کم حرفه ای بشه مرسی شاهین جان امیدوارم مازیار موفق باشه.[لبخند]

گجمو2

سلام شاهین جان[گل] حرف برای گفتن و افزودن و ادامه دادن به این پست غریبانه ات زیاده، اما کو اون گوش شنوا. از رفتنش ناراحت شدم اما براش آرزوی موفقیت می کنم.

MOoRI

سلام دادا مطلب خیلی جالبی بود ولی میشه خیلی نوشت باز ولی همش بی فایدست چند سال که همش میگن قرار ملوان پولدار شه ما که هر سال داره وضعمون بدتر میشه به دلمون مونده که یه خبر از انتقال بازیکنی به ملوان تو وبلاگ بذاریم حتی خودی هارو هم تمیتونیم نگه داریم که دونه دونه دارن میرن

لاور

آبای چقدر دلت پر بود ؟[تعجب]